برف (Snow)

ببین باز می بارد آرام، برف
فریبا و رقصنده و رام، برف
عروسانه می آید از آسمان
در این حجله آرام و پدرام، برف
زمین را سراسر سپیدی گرفت
به هر شاخه ، هر شانه ، هر بام ، برف
نشسته به اندوه انبوه دشت
به بی برگی باغ ایام ، برف
خزان هم به دامان مرگی خزید
کنون فصل سرد سرانجام ، برف
فرو بسته یک شهر ، چشمان خویش
و می بارد آرام آرام ، برف
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۲/۰۶ ساعت 23:32 توسط فهیمه ریاضی
|
Welcome to my trivial bilingual blog. Sometimes, I feel I just have to write down something to record it in that specific moment or simply to free my mind. Here is where I write it